Don't worry
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نگران نباش
حال دلم خوب است !!!
نه از شیطنت های کودکانه اش خبری هست
نه از شیطنت های مداومش ،
آرام ،جوری که نبینی و نشنوی
گوشه ای نشسته
و رویاهایش را به خاک می سپارد....
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تو که میدانستی....!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تو که میدانستی فقط برای تو
با چه اشتیاقی خودم را قسمت میکنم
پـس چرا زودتـر از تکه تکه شدنم
جوابم نکردی؟
برای خداحافظی خیلی دیر بـود
خیلی دیـــــــــر
دلـــــــــم برای اشکــهایی که پرپر شد
دلـم برای بغضهایی که در گلو نشست
دلــم برای خودم می ســـوزد
هر که رسید با حرفهایش, با کارهایش
خراشید دلم را, خشکاند لبخندهای گاه گاهم را
باز و باز و باز شکست تمام از نو ساخته هایم را
و من فقط گفتم: یادش بخیر
یادش بخیر روزهایی که با تو برای خودم کسی بودم .....
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مفت هم نمی ارزی!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
این جماعت می گفتند اشکهایت را
خرج رفتنش نکن...
راست می گفتند
بی من
تو مفت هم نمی ارزی...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
خیلی چیزا یاد گرفتم....
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به تو نرسیدم، اما خیلی چیزارو یاد گرفتم...
یاد گرفتم به خاطر کسی که دوستش دارم باید دروغ نگم.
یاد گرفتم هیچکس ارزش شکوندن غرورم رو نداره.
یاد گرفتم توی زندگی برای اون که بفهمم چقدر دوستم داره هر روز به یه بهانه ای دلشو بشکونم.
می خوام همین جا دلمو بشکونم خوردش کنم تا دیگه عاشق نشه.
تا دیگه کسی رو دوست نداشته باشه.
توی این زمونه کسی نباید احساس تورو بدونه وگرنه اون تورو می شکونه....
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ادامه دارم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
این بار هم می آیم ...
اما نه برای دیدنت ...
می آیم تا ببینی که بی تو هم می شود زندگی کرد
بی تو هم خوشحالی معنا دارد
تو دیگر هیچ شباهتی به کسی که
زمانی دوستش داشتم ، نداری
می آیم تا ببینی بعد از تو هم ادامه دارم ...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هی فلانی!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ﻫﯽ ﻓﻼﻧﯽ!
ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻮﺍﯼ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﺪﻧﺖ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﻡ…
ﻫﺮﺟﺎ ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﺮﻭ…
ﻓﻘﻂ ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻫﻮﺍﯼ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺳﺮﺕ ﺯﺩ، ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺩﻟﺖ
ﺑﮕﯿﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﺰﺍﺭ ﺷﺐ ﮔﺮﯾﻪ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ، ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺁﺭﺍﻡ
ﻧﮕﯿﺮﯼ…
ﻭ ﺍﻣﺎ ﻣﻦ…
ﺑﺮ ﻧﻤﯿﮕﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ!
ﻋﻄﺮ ﺗﻨﻢ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎﯼ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻡ ﺟﻤﻊ ﻣﯿﮑﻨﻢ،
ﮐﻪ ﻧﺘﻮﺍﻧﯽ ﻟﻢ ﺩﻫﯽ ﺭﻭﯼ ﻣﺒﻞ ﻫﺎﯼ ﺭﺍﺣﺘﯽ، ﺑﺎ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﻢ
ﻗﺪﻡ ﺑﺰﻧﯽ!
نظرات شما عزیزان: